رقص امید
می نویسم به امید رهایی از جهاد دانشگاهی
هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو کبر وناز و حاجب دربان بدین درگاه نیست
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حلول درخشان بهار ۸۹ مبارکباد ...سالی گذشت یا لااقل در حال گذشتن است. این قافله عمر عجب میگذرد... انگار همین دیروز بود که دنیا آمدیم، کی بزرگ شدیم؟ به گردش سری، تمام اسرار هویدا شد.. زندگی نقشی ست بیهوده که با دست حوادث رنگ میبندد ابتدا با یک تصادف نطفه میگیریم و سپس با هر تصادف لحظه ای را رنگ میبخشیم و بدنبال تصادف نیز میمیریم راه ما از هیچ تا پوچ است سنگ فرشش شادی و اندوه ددر قفامان لحظه ها انبوه با امیدی عاقبت نومید شب پی ما ما پی خورشید موفق باشید
پیش روی ما سرابی خوش
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |

